فایل ویکی تمامی رشته ها فایل ویکی دروس تخصصی موفقیت پاورپوینت ارتباط با ما دانلود فایل ویکی

اطلاعیه فروشگاه

با توجه به تغییرات ایجاد شده در بانک ملی خرید زیر 5000 تومان توسط کارت بانک ملی امکان پذیر نیست برای خرید های زیر 5000 تومان لطفا از کارت های بانک های دیگر استفاده نمایید.

دانلود پاورپوینت نظريه هاي جامعه شناسي 2 - رشته علوم اجتماعي 3 واحد درسي

دانلود پاورپوینت نظريه هاي جامعه شناسي 2 - رشته علوم اجتماعي 3 واحد درسي

نام منبع و مؤلف : نظريه هاي جامعه شناسي در دوران معاصر ،جورج ريتزر ، ترجمه محسن ثلاثي

انتشارات علمي، 1379

جايگاه درس:

درس نظريه هاي جامعه شناسي 2  از دروس اصلي الزامي رشته علوم اجتماعي در مقطع کارشناسي مي باشد. اين درس پيش نياز نظريه هاي جامعه شناسي 1 مي باشد ، هدف اين درس آشنا کردن دانشجويان با مکاتب اصلي جامعه شناسي و انتقادات وارده بر اين مکاتب مي باشد .

طرح درس:

فصل چهارم:

انواع نظريه هاي جامعه شناختي نو مارکسيستي

فصل پنجم :

نظريه کنش متقابل نمادين

فصل ششم:

جامعه شناسي پديده شناسي و روش شناسي مردم نگارانه

فصل هفتم : نظريه تبادل و جامعه شناسي رفتاري

 فصل چهارم:

جامعه شناسي اقتصادي نومارکسيستي

انحصار سرمايه

کار و انحصار سرمايه

نمونه هاي جديدتر جامعه شناسي اقتصادي مارکسيستي

مارکسيسم تاريخگرا

نظام جهاني نوين

دولتها و انقلابهاي اجتماعي

تحولات اخير: مارکسيسم به عنوان يک بازي نظري

--------

مقدمه فصل چهارم:

هدف برسي انواع اثار نوشته شده در نظريه جامعه شناسي نو مارکسيستي
 
و اين آثار نو مارکسيستي عبارتند از :
جبر گرايان اقتصادي
بررسي مارکسيستهاي هگلي اوليه: به ويژه لوکاچ و آنتونيو گرامشي ، اهميت آنها در جهت تلفيق گرايش هاي ذهني با ساختار هاي عيني و ذهني مارکسيستها.
بررسي مکتب انتقادي يا فراکفورت و شرح حال افکار افرادي که در صدد کسترش علايق سنتي مارکسيستي به سطح پديده هاي فردي بر آمدند ، مخصوصا افکار يورگن هابر ماس.
بررسي مارکسيسم ساختاري: واکنشي در جهت تجديد نظر طلبان هگلي و بازگشت به ساختار هاي نا خود آگاه
بررسي اقتصاد نو مارکسيستي نهادي
 
جبرگرايي اقتصادي:
ديدگاههاي جبرگرايي اقتصادي:
گريز ناپذيري فروريختگي سرمايه داري
اقتصاد سياسي تعيين کننده همه بخشهاي ديگر جامعه- سياست ، دين و...-
کار تحليلگر تحليل ساختارهاي اقتصادي.
از نمايندگان جبر گرايي اقتصادي
انگلس
کائوتسکي: سقوط گريز ناپذير سرمايه داري
ادوارد برنشتاين
 
انتقاد بر جبر گرايان اقتصادي:
جبر گرايي اقتصادي --->  سکوت گرايي سياسي      ناهمواني با تفکر مارکس ( تلفيق نظريه با عمل)
 
مارکسيم هگلي:
افکار و عقايد مارکسيم هگلي :
تاکيد بر ريشه هاي هگلي نظريه مارکس
رابطه ديالکتيکي  بين جنبه هاي ذهني و عيني زندگي اجتماعي
 تاکيد بر لوکاچ و آنتونيو گرامشي
 
مارکسيم هگلي ؛ جورج لوکاچ:
جورج لوکاچ :
اثر عمده:  تاريخ و آگاهي طبقاتي
خدمت عمده : چيز وارگي و آ گاهي طبقاتي
ارزش کالا را بازاري که مستقل از کنشگران است تعيين مي کند ولي اين خود آنها هستند که اين کالاها را توليد مي کنند و به آنها ارزش مي بخشند.
 
پايه مفهوم چيز وارگي لوکاچ :
 طلسم انگاري کالاها است ، که:
کنشگران براي کالاها و بازار وجود عيني مستقل قايل مي شوند
مر بوط به مارکس مي باشد
فراگردي است که طي آن کنشگران در جامعه سرمايه داري براي کالاها و بازارشان وجودي يني و مسقل قايل هستند .
طلسم انگاري کالاها---> نهاد اقتصادي
چيز وارگي--->  سراسر جامعه
 
لوکاچ به:
تلفيق بينشهاي وبر و زيمل  در مورد مفهوم چيز وارگيپرداخت ولي:
چيز وارگي را محدود به سرمايه داري مي دانست.
آگاهي طبقاتي : نظامي از اعتقادات داراي جايگاه يکسان در جامعه و خصلت گروهي که داراي جايگاه يکسان در نظام توليدي دارند                       
مفهوم آگاهي طبقاتي ، مستلزم حالت پيشين آگاهي کاذب و برخاستن آگاهي کاذب از جايگاه طبقاتي در ساختار اقتصادي
توانايي دستيابي به آگاهي طبقاتي ويژه جوامع سرمايه داري است.
عوامل جلوگيري از رشد آگاهي طبقاتي در جوامع ماقبل سرمايه دار از نظر لوکاچ
1- دولت مستقل از اقتصاد و تاثير گذاري بر قشرهاي اجتماعي 2- آگاهي منزلتي حيثيت  3- پوشاندن آگاهي طبقاتي
مقايسه طبقات گوناگون جامعه سرمايه دار به نظر لو کاچ
خرده بروژوازي  و دهقانان---> عدم پروراندن آگاهي طبقاتي---> عدم درک درست از ماهيت سرمايه داري
بروژوازي : پروراندن آگاهي طبقاتي پروراندن آگاهي طبقاتي به گونه انفعال
به نظر لو کاچ ،پرولتاريا توانايي پروراندن آکاهي طبقاتي به عنوان خلاقان فعال---> رويارويي باهم--->  نبرد--->   تبديل طبقه در خود به طبقه براي خود--->  با حرکت نبرد از ضرورت اقتصادي به سطح هدف آگاهانه--->   سرنگوني نظام سرمايه داري
توجه لوکاچ به رابطه ديالکتيکي بين ساختارهاي (اقتصادي) سرمايه داري نظام فکري  ، انديشه فردي و کنش فردي
 
مارکسيم هگلي ؛ آنتونيو گرامشي:
آنتونيو گرامشي :
چشم اندازي ضعيفتر از لوکاچ
 نقش اساسي در انتقال از جبر گرايي اقتصادي به مواضع مارکسيسيتي  نوتر.
انتقاد به مارکسيستهاي جبر گرا
 عدم باور داشتن گرامشي به اينکه عامل اقتصاد بتواند باعث انقلاب توده ها شود.
مفهوم کانوني گرامشي : تفوق يا هژموني ( منعکس کردن تفکر هگل گرايي)
تفوق : رهبري فرهنگي که طبقه حاکم آن را اعمال مي کند
مطرح کردن مفهوم نخبه گرايانه  براي انقلاب و رسيدن به کنشها و تاکيد بر افکار جمعي
 
مفهوم تفوق گرامشي باعث مي شود که :
فهم عملکرد سلطه
شناخت انديشه هاي گرامشي در باره انقلاب  بهتر فهميده شود
گرامشي براي روشنفکران کمونيست و حزب کمونيست، نقش اساسي قايل مي شود.
 
نظريه انتقادي:
محصول نئومارکسيستهاي آلماني و عدم گرايش به جبر گرايي اقتصادي
احداث در 23 فوريه 1923 در فرانکفورت
با به قدرت رسيدن نازي ها در دهه 1930 به آمريکا مهاجرت مي کنند
 
نظريه انتقادي ؛ انتقادهاي اصلي :
انتقادهاي اصلي:
1- انتقادهايي به نظريه مارکسيستي :انتقاد از تفسير بسيار مکانيکي مارکس به خصوص جبر گرايان اقتصادي
 
2- انتقاد به اثبات گرايي:
مباني فلسفي تحقيق علمي
نديده گرفتن کنشگران
عدم وجود يک روش علمي  براي همه
گرايش اثبات گرايي به چيزواره کردن  جهان اجتماعي
 
3-  انتقاد به جامعه شناسي :به خاطر علمگرايي و پذيرش وضع موجود
4- انتقاد از جامعه نوين  توجه به سرکوبي فرد در جامعه نوين وپيروي از مارکس و وبر و پذيرش تفکيک عقلانيت صوري و عقلانيت ذاتي يا خرد.
جهان سرشار از  عدم عقلانيت
مارکوزه : جامعه درکل غير قلاني است منتقد تکنولوژي است و باث توتاليتار يسم مي شود.
5- انتقاد از فرهنگ : بيشترين توجه به قلمرو فرهنگي است
 صنعت فرهنگي ---> فرهنگ تودهاي ---> تاثير ساکت کننده و سرکوبگر اين فرهنگ
انتقاد بهبه صنعت دانش
موضعي نا اميدانه نسبت به آينده
 
نظريه انتقادي ؛ خدمات عمده نظريه انتقادي:
1.خدمات
 
خدمات عمده نظريه انتقادي :
1- ذهن گرايي:
در سطح فردي و فرهنگي
استفاده از ريشه اي هگلي
تعميم يافتن آگاهي کاذب در ميان همه طبقات اجتماعي
ايدئولوژي  : نظام فکري مخدوش کننده و دروغين مي باشد که نخبگان توليد مي کنند
مشروع سازي هابر ماس براي ندانستن خبر پشت پرده --->  بحران مشرويت
حرکت از سطح فر هنگ  به سطح آگاهي
ترکيب بينش فرويد در سطح آگاهي با تفسير مکتب انتقادي از فرهنگ
ادراک آسيب شناسي رواني امکان آزاد سازي رواني--->ساختار روانشناسي
 
2- ديالکتيک:
 تاکيد بر جامعيت اجتماعي است.
ادراک جنبه هاي زندگي اجتماعي با کل تاريخي و ساختار اجتماعي به عنوان هستي اجتماعي
 طرد تاکيد بر جنبه هاي اقتصادي و پرداختن به روابط متقابل سطوح گوناگون واقعيت اجتماعي که  عبارتند از آگاهي فردي ، روساختار فرهنگي ، و ساختار اقتصادي.
هيچيک از اجزاي سازنده زندگي اجتماعي را نبايد جدا از اجزاي ديگر برربسي کرد.
 دربر گرفتن دو عنصر : همزمان = روابط متقابل اجزاي سازنده جامعه در جارجوب جامعيت ماصر ،  ناهمزمان =  ريشه هاي تاريخي جامعه امروزي
تسلط ساختار ها بر انسان
 انديشيدن در باره آينده و سرباز زدن از تخيلي بودن و انتقاد و دگرکوني جامعه ماصر
تمرکز بر روساختار بجاي ساختار اقتصادي
عدم جستجوي حقيقت در آزمايشگاههاي لمي  و براي رسيدن به آن اتخاذ افکار نظريه انتقادي و آزاد سازي نوع بشر.
اشتغال ذهني نظريه انتقادي رابطه ميان نظريه و عمل ولي اين رابطه در جامعه سرمايه داري از هم جدا شده است
 
نظريه انتقادي ؛ انتقاد وارده:
انتقادهاي وارده به نظريه انتقادي:
موضع ضد تاريخي
ناديده گرفتن اقتصاد
ناپديد شدن طبقه کارگر به عنوان نيروي انقلابي که با تحليل مارکسيستسک سنتي کاملا مغايرت دارد.
 
مکتب انتقادي ؛ يورگن هابر ماس:
هدف يورگن هابر ماس تنظيم  باز سازي مادي انديشي تاريخي
ايراد هابر ماس از مارکس به جهت عدم تفاوت قائل شدن بين دو مفهوم کار ( کنش معقول و هدفدار) و کنش متقابل ( کنش ارتباطي) اجتماعي
 
هابر ماس:
هابر ماس تحت عنوان کنش معقول و هدف دار ، بين کنش وسيله اي که  حسابگرانه است و مناسبترين وسيله رسيدن به هدف است و کنش استراتژيک که منظور هماهنگي دو يا چند نفر در تعقيب يک هدف معقول است تمايز قايل مي شود.
علاقمندي هابر ماس به کنش ارتباطي است.
کنش ارتباطي ، کنش تفاهم آميز است و هماهنگي تعريف از موقيت مشترک است و از عناصر مهم آن عنصر گفتار است.
غايت کنش معقول دست يابي به هدف است
 
تفاوت هابر ماس و مارکس:
نقطه اصلي جدايي هابر ماس از مارکس کنش ارتباطي تحريف نشده  است
مارکس بر کار آزاد و خلاقانه تاکيد دارد.
هدف سياسي مارکس : جامه کمونيستي  ، عدم تحريف ارتباط ، حذف موانع موجود  (سرمايه داري)
هدف سياسي هابر ماس : جامعه بدور از تحر يف ارتباط و حذف موانع موجود بر ارتباط آزاد.
روي آوري هابر ماس به فرويد در زمينه  نظريه روانکاوي و سوق دادن افراد به سمت ارتباط تحريف نشده از طريق نقد درماني
مبناي جامعه آرماني هابرماس مثل مارکس در جامعه معاصر است
عقلانيت در کار هابرماس: هم از وبر و هم از مارکس استفاده کرده است
راه حل عقلانيت کنش معقول و هدف دار  ، کنش ارتباطي است
عقلانيت کنش ارتباطي به ارتباط رها از سلطه و ارتباط آزاد و باز مي انجامد.
علتهاي ارتباط تحريف شده : مشروع سازيها و ايدئولوژي است.
عقلانيت مورد نظر هابرماس انعطاف پذيري و باز انديشي را در سطح فردي افزايش مي دهد واين نظام کمتر محدود کننده جان کلام نظريه هابر ماس را در باره تکامل اجتماي تشکيل مي دهد.
هابر ماس بين کنش ارتباطي و مباحثه تمايز قايل مي شود
 
چهار معيار براي تيين اعتبار داعيه هاي مباحثه :
قابل درک بودن
حقيقت داشتن
صادق بودن
گوينده حق دارد قضايا را به زبان آورد حتي اگر در طرح قضايايش صادق نباشد
 
مارکسيسم ساختاري:
مارکسيسم ساختاري:
 لويي آلتوسر
 پولانزاس
 گودليه
مارکسيسم ساختاري آميزه اي از دو مکتب مارکسيسم و ساختارگرايي
اصول مارکسيسم ساختاري
ساختارگرايي به تحليل ساختارهاي پنهان ولي مسلط بر زندگي اجتماعي  اختصاص دارد
 
ويژگيهاي مارکسيسم ساختاري:
بازگو کردن خود به عنوان وفادارترين افراد به آثار مارکس
انتقاد از مارکسيستهاي ديگر به تاکيد بر داده ها ي تجربي در تحليلهايشان
رد تاريخگرايي و وظيفه مارکسيسم بررسي ساختار جامه ماصر است
 
شامل 271 اسلاید POWERPOINT

اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 9,000 تومان
عملیات پرداخت با همکاری بانک انجام می شود

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
POWERPOINT_1778072_6309.zip297.8k





آخرین محصولات فروشگاه